تبليغاتX
i love you
 دلم برایت تنگ می شود....

 هی می روم و هی بر می گردم ، چه می شود من باشم و تو !

 چه می شود نگاه من باشد و نگاه تو ؟

 من خسته ام.... خسته تر از همان رودی که هر چه تلاش می کند

 به دریا نمی رسد.....

 چه من باشم تنها با چشمهایت ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/03/18ساعت 19:41  توسط ایمان | 

 این تک بستر تنهایی عشق....

 

 از این دنج سقوط آخر من....

 

 صدام کردی که بر گردم به پرواز.....

 

 به اوج حس  سبز با تو بودن....

 

 صدام کردی که رو خاموشی من....

 

 یه دامن یاس نورانی  بپاشی....

 

 برهنه از هراس و تازه از عشق.....

 

 توی آغوش جان من رهاشی.....

 

 صدام کردی ..... صدام  کردی نگو نه....

 

 

                

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/02/13ساعت 12:0  توسط ایمان | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/02/07ساعت 17:10  توسط ایمان | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/01/30ساعت 14:58  توسط ایمان | 
 کاش میشد عشق را تفسیر کرد...

 خواب چشمان تو را تعبیر کرد...

 کاش میشد همچون گلها شاد بود...

 سادگی را با تو عالم گیر کرد...

 کاش میشد، در حریم سینه ها...

 عشق را با وسعتش تکثیر کرد....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/01/28ساعت 14:39  توسط ایمان | 
 بهار از راه رسید .....

 شکفتن شد آغاز....

 دریغا که من چون زمستان سردی به پایان

 رسیدم......

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/01/16ساعت 10:20  توسط ایمان | 
  لحظات را طی کردیم تا به خوشبختی برسیم...

 اما وقتی رسیدیم، فهمیدیم خوشبختی همان لحظه بود...

 پس از لحظه، لحظه های زندگی لذت ببرید.......

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/01/06ساعت 1:42  توسط ایمان | 
  گل بارون زده من

  گل یاس نازنینم...

  میشکنم پژمرده میشم، نذار اشکاتا ببینم...

  تا همیشه تو را داشتن، داشتن تمام دنیاس...

  از تو واسم تو گقتن بهترین همه حرفاس...

  با تو، با تو، اگه باشم وحشت از مردن ندارم...

  لحظه هام پر میشد از تو ، وقت غم خوردن ندارم......

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/14ساعت 11:8  توسط ایمان | 
 هزار سال به سوی تو آمدم ...

 افسوس !

 هنوز دوری !  آه  ، از همیشه دورتری

 ، همیشه اما کسی در من نوید می دهد

 که میرسم به تو....

                              شاید هزار سال دیگر.......

+ نوشته شده در  جمعه 1384/11/21ساعت 15:54  توسط ایمان | 
 خدایا  خیلی دلم  گرفته.... خیلی تنهام ......مثل اینکه فقط تو تنهام نذاشتی ....

 فکر نکنم تو اون دنیا به اندازه این دنیا عذاب بکشم....

 هر کی رسید دلمو شکست.... دلم به یکی خوش بود که اونم تنهام گذاشت .... 

  نمیدونم شاید قسمت من اینه......

 از اینجا می رم شاید دیگه کسی دلمو نشکنه....

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/11/17ساعت 1:12  توسط ایمان | 

 من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد

 نوبت خاموشیم بس سهل و آسان می رسد

 من که میدانم تا سر گرم بزم و مستی ام ، مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد

 من که میدانم به دنیا اعتباری نیست ،بین مرگ و آدمی قول وقراری نیست

 من که می دانم اجل نا خوانده و بیدادگر سر زده می آید وراه فراری نیست

 پس چرا عاشق نباشم؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/11/13ساعت 15:8  توسط ایمان | 

 ۱- دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ،

 بلکه بخاطر شخصیتی که من هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

 ۲- هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که  چنین

 ارزشی دارد ، باعث ریختن اشکهای تو نمی شود.

 ۳- اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد ،

 به این معنی نیست که تو را با تمام وجود دوست ندارد.

 

۴-دوست واقعی تو کسی است که دست تو را بگیرد

 ولی قلب تو را لمس کند.

۵- بدترین شکل دلتنگی برای کسی آنست ، که در کنار او باشی

 و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

۶-هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی،

 چون هر کسی امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

۷- تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی،

 ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

۸- هرگز وقتت را برای کسی که حاضر نیست ،

 وقتش رابا تو بگزراند ،نگزران.

۹- شاید خدا خواسته است بسیاری از افراد نا مناسب را بشناسی ،

 وسپس شخص مناسب را به این صورت وقتی او را یافتی

بهتر می توانی شکر گزار باشی.

۱۰- به چیزی که گذشت غم مخور ، به آنچه پس از آن امد لبخند بزن.

۱۱- همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن

 وفقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.

  ۱۲- خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی

 قبل از اینکه شخص دیگری را بشناسی وانتظار داشته باشی او تو را بشناسد

۱۳- زیاد از حد خود را تحت فشار نگذار

 بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.

 گابریل گارسیا مارکز

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/11ساعت 18:12  توسط ایمان | 
 بهش بگید، خرابشم مثل یه عاشق به گناه.... مثل زندونی به بند.... مثل...

 بهش بگید ،عاشقشم....دوستش دارم ....

 تو را خدا بهش بگید......

+ نوشته شده در  جمعه 1384/11/07ساعت 18:29  توسط ایمان | 
 برنیایداین دو کارازهیچ فرد : مردی از نا مرد و نا مردی زمرد....

اینم یه نوشته از یه دوست.....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/11/06ساعت 18:25  توسط ایمان | 

 ای که به عشقت زنده منم

 گفتی از عشقت دل بکنم

 من نتوانم...نتوانم... نتوانم...

 در خاموشی نشسته ام

 خسته ام

 در هم شکسته ام

 من دل بسته ام.... 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/11/02ساعت 10:7  توسط ایمان | 
 به آنجا که می رسی ، در آنجا جایی وجود ندارد.....

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/01ساعت 11:18  توسط ایمان | 
 عشق، به شکل پرواز پَرندس

 عشق، خواب یه آهوی رَمندس

 من، زائری تشنه ،زیر باران

عشق، چشمه آبی، اما کشندَس

من، میمیرم از این آب مسموم

 اما اونکه ،مرده از عشق ،تا قیامت ،هر لحظه زندَس

 من ، میمیرم  از این آب مسموم

 مرگ عاشق ، عین بودن، اوج پرواز یه پرندَس......

عشق، گذشتن از مرز وجودِ

 مرگ، آغاز راه قصه بودِ

 من، راهی شدم، نگو که زودِ

 اون کسی که سر سپردِ ، مثل ما عاشق نبودِ

 من، راهی شدم ، نگو که زودِ

 اما اون که، عاشقونه، جون سپردِ، هرگز نمرده......

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/10/26ساعت 3:5  توسط ایمان | 

 هيچ وقت دل به كسي نبنديد چون ،اين دنيا اينقدر كوچيكه كه توش دوتا دل كنار هم جا نمي شه...

 ولي اگر دل بستيد هيچ وقت ازش جدا نشيد چون، اين دنيا اينقدر بزرگه كه ديگه پيداش نمي كنيد... 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/10/24ساعت 16:56  توسط ایمان | 
 گل بارون زده ی من گل یاس نازنینم

 میشکنم پژمرده میشم نذار اشکاتو ببینم

 تا همیشه تورو خواستن داشتن تمام دنیاس 

 از تو و اسم تو گفتن بهترین همه حرفاس

 باتو باتو اگه باشم وحشت از مردن ندارم

 لحظه هام پر میشن از تو وقت غم خوردن ندارم

 ای تو جاری توی شعرم مثل عشق و خون وحسرت

 دفتر شعر من از تو سبد خاطره هامه.....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/10/21ساعت 20:27  توسط ایمان | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/10/19ساعت 22:55  توسط ایمان | 
 يارو ماشينش تو  برف  گير مي كند زنجير نداشته ، سينه مي زند!!!!!!! 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/10/06ساعت 9:35  توسط ایمان | 
 هميشه در زندگي به چيزي تكيه كن كه هيچگاه فرو نمي ريزد،

 نه به چيزي كه وقتي به آن تكيه كردي هر لحظه در فرو  ريختنش  باشي ....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/10/03ساعت 14:47  توسط ایمان | 
 پنجشنبه ها عصر سر همين چهار راه بمان تا آخرين استكانمان  را بالا بزنيم ،

 به سلامتي هر چه بد نام تر

 بعد پشت آسمان بايست تا دور از چشمان خدا  ببوسمت...  

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/10/03ساعت 11:36  توسط ایمان | 
 به مشكل هايتان بخنديد تا هميشه موضوعي براي خنديدن داشته باشيد. 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/10/03ساعت 11:0  توسط ایمان | 

 تو را ديدم تو بارون،دل دريا تو بودي

 تو موج سرد‍‍‍‍‍‍ِ، تن صحرا تو بودي

 مگه ميشه نديدت،  تو مهتاب شبونه

 مگه ميشه نخوندت تو شعر عاشقونه...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/10/01ساعت 14:46  توسط ایمان | 
 شب من پنجرۀ بي فردا

 روز من قصۀ تنهائيها

 مانده بر خاك و اسير ساحل

 ماهيم. ماهي دور از دريا

 هيچكس با دل آوارۀ من لحظه اي همدم و همراه نبود

 هيچ شهري به من سر گردان ، در دروازۀ خود را نگشود....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/30ساعت 15:32  توسط ایمان | 
حس كردم تو خواهي آمد كه تو را تا ابد دوست بدارم

دنيايي از خيالات داشتم كه در آن جايي برايت نگه داشته بودم

چرا نمي توانم نفس بكشم وقتي كه اينجا نيستي ،

نمي توانم عادت با تو بودن را از سر باز كنم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/29ساعت 14:56  توسط ایمان | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/28ساعت 16:22  توسط ایمان | 

باري اگر تو با من بماني

                   وآن در آغوش گرفتن هايت ادامه يابد

و بو سه هايي كه هر روزبه من مي دادي

                                            اگر پس از اين امتحان اينجا بماني

براي هميشه سودا زده مي شوي

براي اينكه حقيقت دارد كه به تو وابسته ام

                                          اگر تو با من بماني زندگيم با من خواهد ماند...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/28ساعت 15:19  توسط ایمان | 
دلم مي خواهد خوب باشم، دلم مي خواهد تو باشم

وبراي همين راست مي گويم

                            نگاه كن ..........

                                           بامن بمان......

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/28ساعت 15:11  توسط ایمان | 
 
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران